تبليغاتX
وبلاگ فارغ التحصيل زبان روسي گيلان __________________
ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن بر همگی مبارک باد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 8:33 بعد از ظهر |
عید شما مبارک

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در چهارشنبه نهم فروردین 1391 و ساعت 8:37 قبل از ظهر |
Шахнаме

Шахнаме (на фарси — «Книга царей») — выдающийся памятник персидской литературы, национальный эпос иранских народов. Там описывается история Ирана от древних времен до проникновения ислама в 7 веке. Шахнаме — это прозаические и стихотворных своды, самым значительный из которых - написан поэтом Фирдоуси, трудившимся над ним 35 лет. Фирдоуси использовал не только мусульманскую историю, но и древнеиранские (доисламские) мифы и эпос, а также Авесту (зороастрийское писание). Фирдоуси родился и похоронен в древнем городе Тус, что сейчас находится на северо-западной оконечности Ирана (рядом с Мешхедом). Посещение мавзолея возведенного в 1934 году к 1000-летию Фирдоуси в Тусе - долг каждого образованного иранца

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 10:12 قبل از ظهر |

از ولگا تا هامون

قبلاً درباره سفرم به روسیه و رودخانه ولگا براتون تو وبلاگ مطالبی قرار داده بودم.حالا می خوام یه کم واستون از دریاچه هامونی بنویسم که در اونجا چند ماه خدمت کردم اولین بار که برای تقسیم مشخص شد باید برای خدمت به نقطه صفر مرز ایران و افغانستان به شهر زابل بروم فکر نمی کردم با چیز های جالب و البته ناراحت کننده ای از قبیل خشک شدن دریاچه هامون و قرار گرفتن پاسگاه ما بر روی کف دریاچه ای که زمانی شهرت و زیبایی اش و صد البته برکتش برای اهالی سیستان شهره عام بود مواجه شوم.دریاچه ای که خود زمانی نقش کولری را برای منطقه بازی می کرد خود نقش اصلی را در باد های 120 روزه زابل را اکنون بازی می کند .دیدن قایق های فراوان بلا استفاده در گوشه و کنار دشت سیستان و صدف های فراوان در آن دشت خشک خود نشان گویای از بودن آب زمانی در آنجا می داد.خیلی دوست داشتم روزی را ببینم که دریاچه هامون دوباره پرآب شود تا به نوعی با تداعی رودخانه زیبای ولگا کمی از خستگی شب بیداری ها و تنهایی آن جا کاسته شود،اما تنها چیزی که اتفاق نیفتاد همین بود.لبه خاکریز ایستادن و تماشای سرزمینی که زمانی جزء خاک سرزمینمان بوده نیز خود حکایت دیگری داشت و با دیدن پرنده هایی که از مرز های بین ما با یک پرواز عبور می کردند به خود می گفتم که ای کاش  زمانی برسد که ما آدم ها  همه با هم و بدون هیچ مرز و مشکلی با یکدیگر زندگی بکنیم.البته این را هم میگم که همیشه افتخار خواهم کردکه از مرز های کشوری دفاع کردم  که نامش ایران و مردمانی با ملیت ایرانی دارد و بسیار خوشحالم از اینکه ذره ای از دینم به این خاک را ادا کرده و می کنم.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 و ساعت 12:52 بعد از ظهر |

این هم حروف ششم و هفتم زبان روسی




Ye _Е е




Yo _Ё ё

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 9:27 قبل از ظهر |
سلام دوستان گرامی.امیدوارم حال همتون خوب باشه.تازه اومدم مرخصی.سعی میکنم آموزشو ادامه بدم.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در دوشنبه نوزدهم دی 1390 و ساعت 5:5 قبل از ظهر |
با سلام خدمت همگی.آموزشی به سلامتی تمام شد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه سوم آبان 1390 و ساعت 9:11 قبل از ظهر |

امروز ۲۵ شهریور ۹۰ -بیرجند.مرخصی داخل شهری

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 و ساعت 7:19 بعد از ظهر |
زبان روسی از 33 حرف تشکیل شده است.

21 صامت

10 مصوت

2 نیم واکه

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه دهم شهریور 1390 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |

حرف پنجم زبان روسی (д) .(د)

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه دهم شهریور 1390 و ساعت 7:7 بعد از ظهر |

بابت به روز نکردن آموزش زبان روسی شرمنده.شتر سربازی بالاخره در خونه


که هیچی اومد تو خونه خوابید و دیگه بقیشو می دونید.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 7:22 بعد از ظهر |

سلام.یه چند روزی به خاطر عید فطر اومدم مرخصی.عید بر همتون مبارک

باد.می خوام به اونایی که درس می خونند بگم قدر محیطی که در اون قرار

دارید بدونید.همین.موفق باشید.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 7:18 بعد از ظهر |
ایام شهادت امام علی (ع) بر همه عاشقانش تسلیت باد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در یکشنبه سی ام مرداد 1390 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |
تمبر کرملین آستراخان


 

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |
سلام.امروز علاوه بر مرور سه حرف قبلی میخوام یه حرف جدید نیز اضافه کنم.حرف چهارم الفبای زبان روسی:(گ) г


+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 و ساعت 5:46 بعد از ظهر |
اینم حرف سوم زبان روسی

в(و)

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در شنبه پانزدهم مرداد 1390 و ساعت 5:57 بعد از ظهر |

А , Б

شاید خیلی ها فکر کنند که گاگارین اولین نفری بود که به فضا پرتاب شد,اما اولین موجوداتی که به فضا پرتاب شدند دو سگ به نا مهای بلکا و استرلکا بودند که این افتخار نصیبشان شد.و آرمسترانگ هم اولین کسی بود که توانست بر سطح ماه قدم بگذارد.

ضمنا با این عکس می خواستم آموزش زبان روسی را نیز آغاز کنم.دو حرف بزرگ این تصویر А(آ) و Б(ب) حروف اول و دوم زبان روسی می باشند.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در شنبه پانزدهم مرداد 1390 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |
روزگارا،تو اگر سخت به من می گیری،باخبر باش که پژمردن من آسان نیست!گر چه دلگیر تر از دیروزم.گر چه فردای غم انگیز مرا می خواند،لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست.باید خدا را باور داشت وزندگی کرد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه سی ام تیر 1390 و ساعت 4:55 بعد از ظهر |
به یاد روح الله داداشی.پهلوان ایران وجهان ومطمئنا افتخار ایران.  مردی که علاوه بر قهرمان بودن پهلوان به معنای واقعی نیز بود.روحش شاد و یادش گرامی.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 و ساعت 10:48 قبل از ظهر |

Hasta Siempre Comandante
Che Guevara

La primera canción esta escrita
cuando nuestro Comandante en Jefe leyo
la carta de despedida del Che

Aprendimos a quererte
desde la histórica altura
donde el sol de tu bravura
le puso cerco a la muerte

Aquí se queda la clara
la entrañable transparencia
de tu querida presencia
comandante Che Guevara

Tu mano gloriosa y fuerte
sobre la historia dispara
cuando todo Santa Clara
se despierta para verte

Vienes quemando la brisa
con soles de primavera
para plantar la bandera
con la luz de tu sonrisa

Tu amor revolucionario
Te conduce a nueva empresa
Donde espera la firmeza
De tu brazo libertario

!

Навсегда Команданте
Че Гевара

Первая песня была написана
когда наш главнокомандующий
читал прощальное письмо Че

Мы научились любить тебя
С исторической высоты
Где солнце твоей храбрости
Зашло на край гибели

Здесь осталась светлая
Родная прозрачность
И твое любимое присутствие
Команданте Че Гевара

Твоя сильная и славная рука
Простерлась над историей
Когда вся Санта-Клара
Проснулась, чтобы увидеть тебя

Ты приходишь с ветрами, обжигая
С весенним солнцем
Взращивая знамена
Лучом своей улыбки

Твоя революционная любовь
Тебя ведет к новым делам
Где ожидают твердости
Твоей руки свободы

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 و ساعت 5:40 بعد از ظهر |
امروز یه سری به سایت استادمون آقای مهرابی زدم و فهمیدم که ایشون برای گرفتن دکتری عازم مینسک شده اند.خیلی خوش حال  شدم وقتی اینو فهمیدم و البته برای دانشجویانی که هنوز تو دانشگاه گیلان قرار بود درس بخونند ناراحت.چون ایشون بدون شک بهترین استاد گروه بودند.براشون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم روزی دوباره همدیگر رو ببینیم.البته بنده نیز عازم خدمت سربازی هستم.برای خودم هم آرزوی موفقیت می کنم.خدا نگهدار شما.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |
اعیاد شعبانیه بر همگی مبارک باد

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 و ساعت 8:14 قبل از ظهر |

احساسات مردم و بی احساسی مسئو لین  (به بهانه حذف تیم امید)

 

دیروز در زمان تماشای فوتبال تیم امید با عراق برایم قابل درک نبود که تیمی که توانست به آن خوبی در عراق بازی کند و به پیروزی برسد چطور قادر نیست حتی یک تساوی آن هم در ورزشگاه آزادی بگیرد.تا اینکه امروز صبح در خبر گزاری های رسمی خبر محرومیت بازیکن ایران در بازی رفت و اعلام نتیجه سه بر صفر به سود عراق در همان بازی رفت را شنیدم و اینکه تیم برای صعود به چهار گل نیاز داشته و نه یک تساوی و باز ناراحتی ای  و نا امید ای بیشتری که با شنیدن این خبر به من دست داد.نمی دانم بازی کردن با احساسات مردم بازیکنان تیم امید و بدتر از همه عدم پاسخگویی و حتی یک معذرت خواهی ساده چگونه قابل توجیح است. از خنده جناب کفاشیان و توجیح های عذاب آور مسئو لین آیا راهی جز گریه بر این وضعیت می توان پیدا کرد؟  شاید این سهل انگاری بهترین راه برای پایان دادن بر امید نا امید مردم و تکمیل شکست های پی در پی این مدت اخیر بود.شاید وقت باز نگری های عمیقی است البته اگر برای مسئو لین رای و احساس مردم مهم باشد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در جمعه سوم تیر 1390 و ساعت 12:27 بعد از ظهر |

منتظر

سلام خدمت دوستان گرامی.امروز می خواستم کمی در مورد  انتظار و منتظر بودن براتون مطلبی بزارم.فکر کنم همیشه انتظار زیباتر از لحظه رسیدن به مقصود نهایی که هر چیزی می تواند باشد هست.همه ما در مورد زیبایی عصر پنجشنبه و دلتنگی غروب جمعه شنیدام و به نوعی حس کرده ایم.شاید یکی از دلایل زیبایی انتظار بودن امید هر چند اندک در مورد موضوع انتظار است.ما همه امیدواریم جز یاران امام زمان باشیم و از این نظرفقط درایام انتظار با هم برابریم و اما این امیدواری دلیلی بر قبولی ما از طرف امام زمان نیست ولی زندگی با این امیدواری نیز زیباست.در مورد کنکور نیز همین طور استِ همه به نوعی انتظار رتبه بسیار خوبی را از خود داریم که با اعلام نتایج بسیاری از ما از زندگی در یک لحظه نا امید می شویم وداستان من و کنکور ارشد نیز همین طوری بود.البته باید بگم که از زندگی در اون حد نا امید نشدم چون نتیجه آن چنان هم بد نبود ولی منجر به قبولی نیز نشد.ولی نگرانی ام الان در مورد امام زمان است که نکند نتیجه ای مانند آنچه در مورد کنکور در انتظار م بود در انتظارم باشد.ان شالله که این طور نباشد.موفق باشید.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در سه شنبه دهم خرداد 1390 و ساعت 10:35 قبل از ظهر |
ايام سوگواري حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليه)بر همه عزاداران تسليت باد.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:46 قبل از ظهر |
سلام خدمت همه.براتون فايل تصويري معرفي ماشين سمند به روسي

رو قرار دادم.ميتونيد با مراجعه به اين آدرس و بانام SAMAND.RU دريافت كنيد.

http://ifile.it/ys39pvj/samand.ru.asf


+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 و ساعت 8:7 بعد از ظهر |

Снежные слова

Русские любят зиму,привыки к ней.вед чаще,чем зелен,

Они видут в году снег.он бывает разным,и,чтобы расск_

_азать о нем,нужны разные слова.

И с неба снег падает по-разному.Посмотришь,и кажется,

Что как с новогодней елки на землю падают кусочки ваты.

Эти большие мягкие снежинки называют   хлопьями.

А бывает снег,которому лицо не подставишь:твердый и

Белый,он больно сечет лоб.у него другое название:крупка.

Чистый снег,который только что упал на землю,зовут: пороша.хорошо охотиться по пороше!все следы видны

На свежем снегу!

И на земле снег лежит по-разному.если и лет,это не значит,

Что до весны успокоился.

Идешь по улице,а у ног поднимается снег.он как будто течет

По земле.это поземка.

Если же ветер кружит в воздухе снег_это вьюга.ну,а в степи

Бывают настояшие снежные бури _ бураны.крикнешь и

Голоса не услышишь,в трех шагах ничего не видно.

Февраль_месяц метелей.снег летает в воздухе,бежит.В

Марте снег становится ленивым.Он уже не разлетается с

Руки в разные стороны,а лежит на земле,покрытый ледяной

Корой.Для такого твердого есть свое название:наст.

Много снежных слов ты услышишь за зиму.Записывай их в

Тетрадку:у тебя получится целый словарык.

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در یکشنبه هفتم فروردین 1390 و ساعت 8:9 قبل از ظهر |

بدترین شکل دلتنگی برای کسی ،

آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید ،

هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد

و کسی که چنین ارزشی دارد :

باعث ریختن اشک های تو نمی شود

در دورانی که همه دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش.

دکتر شریعتی

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در شنبه ششم فروردین 1390 و ساعت 12:38 بعد از ظهر |

خدا يا !

همه جاي زمين تو را دوست دارم

 اما نمي توانم پنهان كنم كشورم را كمي بيشتر از جاهاي ديگر دوست دارم .

 پس به خاك كشورم سرسبزي و خرمي ببخش !!

هوايش را پاك كن .

آب هايش را زلال !  

 دل و زبان مردم كشورم را تطهير كن !

دختران و پسران كشورم را پاك و زيبا كن !

 باشد كه در سيماي آن ها

روشني عشق تو بدرخشد !

آمين !

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در شنبه ششم فروردین 1390 و ساعت 12:28 بعد از ظهر |

انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی

+ نوشته شده توسط احمد سلطانی در جمعه پنجم فروردین 1390 و ساعت 8:19 بعد از ظهر |

Powered by LearnSpanishToday.com

Информер праздники сегодня


Powered By
BLOGFA.COM